نوروز بمانيد، كه ايام شماييد
نشانههاي نگرش عميقي كه ناظر به اهميت و لزوم نگاه به خويشتن است، دستكم در بيان بخشي از نسل ما، به چشم ميخورد. اين بازگشت به خويشتن جاي خوشحالي بسياري دارد و بسيار مبارك است. امسال براي تبريك نوروز، دستكم ده مورد، غزل زير را در گروههاي وايبري ديدم. بخوانيد و ببينيد چقدر عميق و دقيق است:
نـوروز بمانید ، که ایّام شمایید؛ آغاز شمایید و سرانجام شمایید.
آنصبح نخستین بهاری که ز شادی میآورد از چلچله پیغام، شمایید.
آن دشت طراوتزده، آن جنگلهشیار، آن گنبد گردنندهی آرام شمایید.
خورشید گر از بام فلک عشق فشاند، خورشیدشما،عشقشما،بام شمایید.
نـوروز کـهنسال کـجـا غـیر شمـا بود؟ اسطورهی جمشید و جموجام شمایید.
عشق از نفس گرم شما تازهکند جان افسانهی بهرام و گلاندام شمایید.
هم آینهی مهر و هم آتشکدهی عشق، هم صاعقهی خشم بهنگام شمایید.
امروز اگر میچمد ابلیس، غمی نیست در فنّ کمین ، حوصلهی دام شمایید.
گیرم که سحر رفته و شب دورودراز است، در کوچهی خاموش زمان،گام شمایید.
ایّــام ز دیــــدار شـمـــایـنـد مـبـارک نـــوروز بـمانید ، که ایّــــام شمایید!
البته از حيث دقت در مراجعه به متون گفتني است كه:
در همهي گروههاي وايبري و نيز در پيامكها، اين غزل را سرودهي حضرت مولانا جلالالدين مولوي دانستهبودند در حاليكه اين غزل در كليات شمس تصحيح استاد مرحوم فروزانفر وحود ندارد. البته عرضم فقط اين است كه چيدمان اين كلمات در قامت اين عزل، متعلق به مولانا نيست وگرنه جانمايهي اين نگرش عميق، از مباني اساسي چارچوب فكري و عملي مولانا و نيز شمستبريزي هست. چنانكه مولانا ميفرمايد:
«بـاده در جـوشش گداي جوش مـا چـرخ در گـردش گـداي هـوش مـــا
باده از ما مست شد، ني ما از او قالب از ما هست شد، ني ما از او»
[مثنوي معنوي، دفتر اول، تصحيح نيكلسون، بيتهاي 1811و 1812]
يا در جاي ديگر مولانا ميفرمايد:
«اي نسخـهي نـامـهي الـهـي كه تـويـي وي آيــنـهي جـمــال شـاهـي كه تـويـي
بيرون ز تو نيست هرچه در عالم هست در خود بطلب هرآنچه خواهي كه تويي»
[كليات شمس، تصحيح مرحوم استاد فروزانفر، رباعي 1921]
«هم خواجه و هم خانه و هم كعبه شماييد»
[كليات شمس، تصحيح مرحوم استاد فروزانفر، غزليات. مصرع دوم بيت 6764]
يا شمس ميفرمايد:
«ايام مبارك باد از شما! مبارك شماييد. ايام ميآيد تا به شما مبارك شوند.»
[شمس تبريزي. مقالات. تهران. خوارزمي. 1369. ص636]
پس جانمايه درس از ايشان است، اما اين غزل با اين تركيب كلمات از مولوي نيست. در يك وبلاگ آن را متعلق به خانم پيرايه يعمايي دانستهاست. لينك وبلاگي كه اين شعر را از پيرايه يعمايي دانستهاست
در این وبلاگ ميكوشم با نگاهي چندجانبه، ميانرشتهاي و بهسامان(سيستمی) به پروژهها و طرحهاي عمراني و صنعتي بپردازم... و اظهار نظر شما خوانندهی ارجمند ضرورت توسعه و تكامل اين نگاه است.