كانال تلگرامي «حلاج مناقصات و معاملات» (http://telegram.me/halaj_monaghesat) و مشابه آن
وبلاگ «مديريت طرحهاي عمراني و صنعتي» (http://www.halaj.blogfa.com/) گزارش پژوهش‌ها و تلاشهاي يك دانش‌‌آموز حوزه‌ي نظامهاي فني، اجرايي و معاملاتي است در راه توسعه‌ي اين موارد:

1. طراحي و مديريت مناقصات موفق و قانوني (قانون برگزاري مناقصات، قانون اساسنامه‌ي هيأت رسيدگي به شكايات و آيين‌نامه‌هاي اجرايي آنها)،

2. مقررات معاملات بخش عمومي (مزايده در آيين‌نامه‌ي معاملات دولتي، قانون محاسبات عمومي و قوانين مالي و معاملاتي شهرداريها و ...)،

3. تضمين در معاملات،

4. ساماندهي طرحهاي عمراني (اولويت بندي طرحها، روشهاي جايگزين پديد‌آوري و بهره‌برداري طرحها مانند فروش، مشاركت و ...)،

5. بهبود نظام فني و اجرايي كشور و مسايل مقرراتگذاري اين حوزه،

6. بنيانها و لوازم ضروري براي موارد بالا، از جمله توجه به:
6.1. مهارتهاي تفكر، منطق، تفسير و حل مسأله،
6.2. مهارتهاي طراحي، تدوين و نگارش مقررات (مقرراتگذاري صحيح)،
6.3. مهارتهاي گفتگو (تلاش مشترك تعميق بينش)،
6.4. مهارتهاي مباحثه و تصميم‌گيري گروهي (تلاش تعيين روش مشترك)،
6.5. مهارتهاي نقد‌كردن، نقد‌ شنيدن و فرانقد،
6.6. سرانجام، موتور محرك و بنيان اصلي پايبندي به اهداف غايي 
تمام آنچه در بالا به‌عنوان وظيفه يا ابزار برشمرديم، يعني: 
«منشها» و «روشها»ي «اخلاقي» لازم براي مجموعه‌ي اين مهارتها و انجام وظايف برشمرده در بالا.

شرح بيشتر درباره‌ي برخي بندها، از برخي گفتگوهاي تلگرامي اين پژوهشگر، به فراخور نسبي نقل مي‌شود:

درباره‌ي بند 6.1.
در خصوص «مهارتهاي تفسير» كه در بند 6.1. نوشته‌ام، گفتني است كه:
«منطق ارسطويي» يا «منطق صوري»، «اصول فقه» يا «اصول استنباط»، «فن #تفسير» يا «هرمنوتيك» و «زبانشناسي» و انواع «دساتير» و نيز «تحليل گفتمان» و «تحليل محتوا» و ... تلاشهاي متنوع و مختلف بشر است در طول تاريخ براي فهم بهتر هر متن يا بافتار و براي پرهيز از خطا در فهم بافتارهاي مختلف در شرايع، مقررات، نظريات و ... . 
اينها اسامي گوناگوني است كه به جلوه‌هاي مختلف اين ميراث مشترك بشري اطلاق شد‌ه است. و ... و ...
و هر قدر كه ما به‌عنوان پژوهشگران و تلاشگران اين حوزه‌ها بتوانيم از اين ميراث مشترك بهتر و درست‌تر استفاده‌كنيم، احتمال موفقيت و بهره‌وري ما افزايش مي‌يابد.
اين اسامي متنوع و هيمنه و ابهت آنها و الفاظ آنها نبايد ما را نگران‌كند. ابزار و لوازمي است مثل هر لوازم و مهارت ديگر كه مي‌توان رفته‌رفته و آرام‌آرام با آن آشنا شد و از آن بهره‌گرفت. 
مهم اين است كه بدون انكار (از يك سو) و بدون اجبار (از سوي ديگر) به كاركرد و كاربرد نسبي و مثبت آن توجه كنيم و تاحد ممكن (و نه به صورت مالايطاق) از آنان بهره‌بگيريم. برای تحلیل و تفسیر درست مقررات نيز مفيد است كه همه ما حداقل چند دور منطق بخوانیم و تمرین کنیم تا ملکه ی تفکر منطقی در ما شکل بگیرد. ملکه ی اجتهاد بیش از هرچه نیازمند همین مهارت است، البته همراه علم لغت و تطور الفاظ و ... . اين پندار كه دانستن زبان پارسي و داشتن مهارت اجرايي در يك حرفه براي مقرراتگذاري در آن حرفه كافي است، پندار نادرستي است.

6.2.
تقليد سطحي از رفتارهاي جهان مدرن، به جاي كشف و فهم عميق مباني آن رفتارها، در بسيار از شؤن امروزي ما راه يافته‌است. حوزه‌ي مقرره‌گذاري ما نيز از اين آفت مصون نبوده است. يك مثال بارز آن، تداول عبارت Word Definition بر زبانها و رواج ان در مواد اوليه‌ مقررات است در حاليكه بخش تعاريف در مقررات ما هنوز هم آشفته است و هم سست. بخش تعاريف در بسيار از مقررات ما تبديل به سنت و مناسك شده‌است. اين در حالي است كه بنياد علم دسته‌بند و تعريف است و حتي مي‌توان گفت كه علم تقريبا يعني همين دسته‌بندي و تعريف و نيز تعميق و تدقيق دايمي همين دسته‌بنديها و تعاريف. بدين سبب منطق دانان مسلمان، شاخه‌اي مستقل از منطق را سامان‌دادند به نام منطق تعريف. سنگ بناي تعريف درست، تقسيم درست است؛ چنانكه مثلا در منطق مظفر، فصل تقسيم و تعريف همراه هم آمده‌است. همه‌ي مقرره‌نويسيان ما لازم است كه مبحث تقسيم و تعريف را خوب بخوانند و خوب تمرين كنند تا به ملكه‌ي تقسيم اصولي و تعريف صحيح نايل آيند. وقتي كسي خوب تقسيم و تعريف‌كند، آنگاه كار وي سهل ممتنع است. يعني نبايد در تعريفي كه مي‌نويسد دنيال چيزهاي عجيب و غريب بگرديم، بلكه ارزش كار او در درج ظرايف و جزيياتي است كه اتفاقا سهل مي‌نمايد. 

درباره‌ي بند 6.3. اشاره است به ضرورت مهارتهايي مانند
«1- احترام تام به ديگران»، 

«2- تعليق‌فرضيات»، 
«3- شنيدن فعال» و 
«4- جانبداري سازنده» را يادآور‌مي‌شوم. 
اين را فقط به خاطر ويژگي امروز (30 خرداد) در تاريخ معاصر ايران انجام‌نمي‌دهم. 
چنانكه ديروز 29 خرداد، آموزه‌هاي دكتر علي شريعتي را نه به‌خاطر نگاه به تقويم بلكه در تبيين بند 6.6. #بنيانهاي‌كانال‌حلاج‌مناقصات‌و‌معاملات نقل‌كردم.
در بند 6.3. مجموعه‌‌ي مهارتهاي چهارگانه‌ي بالا و مهارتهايي ديگر را 
در قالب كوتاه «مهارتهاي گفتگو» بيان‌كرده‌ام.
اين قالب بياني را از «كارگاههاي بازآفريني مهارتهاي گفتگو» وام دارم.
در اين «كارگاه»ها تمرين‌‌مي‌كنيم كه تمامي و هريك از اين «مهارتها» بايد به‌صورت «دروني» پرورده و «بازآفريني» شود؛
زيرا موضوع از جنس وعظ و خطابه‌خواني يا سخنراني و سخنداني نيست.
گرچه به طور عام، نگاه تقويمي به امروز، خودش شاهدي گويا است بر نياز گسترده‌ي ما –و اتفاقاً نخبگان و برجستگان ما- به «توسعه‌ي مهارتهاي گفتگو»؛ 
اما گذشته از اين، 
تجربه‌ي ساليان اين پژوهشگر نظامات فني-اجرايي و مالي-معاملاتي كشور نشان‌دهنده‌ي آن است كه به طور خاص نيز
مجادلات كم‌بهره به‌جاي مفاهمه و مبادله‌ي مؤثر اطلاعات، 
سنگيني فشار سخن‌گويي، بدون مهارت خوب‌شنيدن و نيز 
تلاش براي مجاب‌كردن و غلبه، بدون فهميدن و اثر‌پذيرفتن و سرانجام 
بارش اطلاعات و سخت‌سري و فضل‌فروشي به جاي 
مهارتهاي ارزشمندي مانند سكوت، تأمل و صبر در بيان، گشادگي، انعطاف‌پذيري و جويندگي
در انواع ارتباطات حرفه‌اي ما نيز به 
كاهش كارآيي و اثربخشي بسياري از تلاشهاي حرفه‌‌اي ما منجر شده‌است.
با اتكا به همين تجربه‌ي زيسته، در #بنيانهاي‌كانال‌حلاج‌مناقصات‌و‌معاملات بند «3.6. مهارتهاي گفتگو (تلاش مشترك تعميق بينش)» را لازم دانسته‌ام. 
«گفتگو» به آن معنا كه «من» در «كارگاههاي گفتگو» و در «كانون گفتگو» آموخته‌ايم دقيقاً «تلاش مشترك» است براي «تعميق بينش» با 
بازنگري عميق «خود»، «باور»هاي خود و «واكنش»هاي خود.
ما اين مهارتها را هم در سطح ملي نياز‌داريم و هم در حوزه‌ي حرفه‌اي.
پس حرفه‌مندان ارجمند، فعالان حوزه‌هاي فني و اجرايي، مقررات‌گذاران، بويژه پژوهشگران راستين و راستگو و نيز ديگر اشخاص مؤثر و علاقمند به مفيد بودن را به سهم خود دعوت‌مي‌كنم به كارگاههاي گفتگو و ديگر اشكال مشاركت در «كانون گفتگو».
در يادداشت زيرين، خبري از «كارگاههاي گفتگو» را براي اقدام و عمل در توسعه‌ي اين مهارت كليدي نقل ‌مي‌‌كنم.

درباره‌ي بند 6.5. گفتني است كه:
در كلاسهاي «روش و آداب نقد» استاد دكتر محمد رضا تاجيك آموخته‌ايم كه: 
نقد راستين تنها به معني مخالفت و ايراد نيست و بلكه
تلاشي براي بازنمايي جنبه‌هاي تازه‌‌‌اي از موضوع موردنقد نيز هست.
بايد اميدوار بود كه خود نقد نيز مورد نقد صاحبنظران قرارگيرد.
ايكاش يادبگيريم كه «مطالب» و «نقدهاي مطالب» و «فرانقدهاي نقدها» را در كنار هم عرضه‌كنيم تا
«عقل با عقل دگر دوتا شود / نور افزون گشت و ره پيدا شود.»
بدين ترتيب مي‌توان اميدوار بود كه همه‌ي اين مشاركتها و مفاهمه‌ها، به جريان بهبود كمك‌كند.

درباره‌ي بند 6.6.
عهد‌ي است كه مراقب «منشها» و «روشها»ي «اخلاقي» لازم براي مجموعه‌ي «وظايف» برشمرده در ميان بنياينها باشيم.
تعهد‌كرده‌ايم كه 

از دروغها و دورويي‌هايي كه در حوزه‌هاي فني و اجرايي ما عادي شده‌است و از ظاهر‌سازي و بزرگنمايي‌هايي كه تحت نام مشاوره و پژوهش انجام مي‌شود «پرهيز‌»كنيم.
راز «پرهيختگي» (فرهيختگي) بواقع نه در «انباشتگي اطلاعاتي»، بلكه در همين «پرهيز» از «فاجعه‌ي پليد مصلح‌پرستي» است. 
«فاجعه‌ي پليد مصلح‌پرستي، كه چون همه‌كس‌گير شده‌است 
وقاحتش از ياد رفته و 
بيماري‌اي شده‌است كه از فرط عموميتش 
هركه از آن مصون مانده‌باشد، بيمار مي‌نمايد.» 
پژوهشگران و مشاوران
وظيفه‌ي تحقيق و تفكر و نگارش و تدوين دارند و قلم در دست‌دارند.
اما «تفكر» كه يك ساعتش به هفتاد سال عبادت مي‌ارزد و 
«قلم» كه خداوند هستي بدان سوگند خورده‌است 
در بسياري اوقات پامال و پست مي‌شود.
پس بايد مراقبت كنيم كه مبادا ما چنين پژوهشگران و مشاوراني باشيم و چنين قلم‌بزنيم!
ما كه درباره‌ي «معاملات عمومي» و حقوق مردمان و ... بحث مي‌كنيم و قلم مي‌زنيم و ...
ما نه از سر تكلف و نه به خاطر تقويم 
بلكه به خاطر «عهد» «مراقبت» و «مراقبه» اين درسها را مرور مي‌كنيم:
اينها براي ما «يك سنگ نشاني» است در «راه» هر روزه‌ي حرفه‌ي ما.
اين «تجديد عهد» است براي پژوهشگران، مشاوران، قلم‌به‌دستان و متفكران صديق!